فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

342

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

اسپانيا و لاهور را نيز بدانجا دعوت كرد . سفير لاهور كه بسيار نزديك‌تر به سكو بود نخست بالا رفت و ديگر سفيران از جمله سفير عثمانى و سفيران مسكو و بلخ و كافا « 211 » در پائين سكو ماندند . شاه اظهار تمايل كرد كه در اين جاى بدنام غذائى صرف كند . پس غذائى خالى از هرگونه شكوه و تكلف برايش حاضر كردند كه عبارت بود از دو سه بشقاب گوشت گوسفند و مرغ سرخ كرده كه خود زحمت بريدن و بعبارت بهتر با دست پاره كردن آنها را بر عهده گرفت و به كسانى كه نزديك وى بودند تعارف كرد . سفير اسپانيا از شركت در اين غذا خوددارى كرد و اظهار داشت كه ناهار و شام را يك جا در خانهء خود صرف كرده است و براى خوشايند شاه به دو بار نوشيدن آشاميدنى اكتفا كرد . شاه در خلال خوردن اين شام سربازى ، كه از مختصر هم مختصرتر بود ، ميل كرد كه عده‌اى از پسران رقاص هنرنمائى كنند . سرانجام دو نفر از آنها كه از ديگران بهتر مىرقصيدند به دست‌افشانى برخاستند و هريك كوشش داشت كه برترى خويش را بر ديگرى نشان دهد . هر يكى از رقاصان در قهوه‌خانه هوادارانى داشتند كه هنگامىكه به تنهائى در وسط تالار مىرقصيدند به هوادارى آنها تظاهر و شرطبندى مىكردند . اين رقاصان لباسهاى فاخر بر تن داشتند و به خوبى آراسته و بسيار خنده‌رو و خوش‌مشرب بودند . يكى از آنها چركسى تازه مسلمان بود و ديگرى ايرانى و متولد اصفهان . همهء حركاتشان شهوت‌ناك و شيوهء رفتارشان از زنان نيز زنانه‌تر بود . مدتى دراز چابكى و مهارت خود را در انواع رقص نشان دادند . اما بيشتر حركاتشان شهوت‌انگيز و نفرت‌آور بود چنان كه برخى از حضار از حركات و سكنات آنها ابراز انزجار مىكردند . گروهى نيز از آن اطوار لذت بسيار مىبردند . آلات موسيقى آنها عبارت بود از دايره‌هاى بزرگى كه پيش از اين وصفى از آنها آورده‌ايم و چند فلوت شبيه قره‌نى . بيشتر حضار اين موسيقى را مطبوع و پسنديده و همچند موسيقى مجالس رقص

--> ( 211 ) Cafz : شهر و بندرى است در ساحل جنوبى كريمه . - م .